برافتادن حق مادری، شکست جهانی-تاریخی جنس مؤنث بود. مرد فرمانروایی خانه را هم بدست آورد؛ مقام زن تنزل کرد، برده شد، بنده شهوت مرد، و ابزاری صِرف برای تولید فرزند. این موضع تنزل یافته زن، بتدریج بزک شد، در لفاف شکلهای ملایمتر پیچیده شد، اما به هیچ وجه از بین نرفت.

  همان علتی که سابقا موجب تفوق زن در خانه شده بود، يعنی محدود بودن او به کار خانگی، اکنون تفوق مرد را در خانه تأمين ميکرد: کار خانگی زن در قياس با کار مرد در تأمين معاش، اهميت خودش را از دست داد؛ دومی همه چيز بود، اولی يک کمک ناچيز. پس رهايی زن و برابری او با مرد، تا زمانی که زن از کار مولده اجتماعی برکنار بماند و محدود به کار خانگی، يعنی خصوصی، باشد، غير ممکن است. رهايی زن فقط هنگامی ممکن خواهد شد که زنان در توليد، در حد وسيع، در مقياس اجتماعی، سهيم شوند... و کار خانگی خصوصی را هم به يک صنعت عمومی مبدل کنند.

  ديگر نيروی انسانی ميتوانست با تبديل انسان به برده، مورد مبادله و استفاده قرار گيرد. هنوز چيزی از زمانی که انسان شروع به مبادله کرد نگذشته بود که خود او، مورد مبادله قرار گرفت. تمامی دوران تمدن تحت تسلط قوانين اقتصادی توليد کالايی بوده است. تا به امروز، محصول، ارباب توليد کننده است؛ تا به امروز، کل توليد جامعه، نه بوسيله يک برنامه جمعی عاقلانه، بلکه بوسيله قوانين کوری که در نهايت، در توفانهای بحرانهای تجاری ادواری عمل ميکنند، تنظيم ميشود.

  دولت از ازل وجود نداشته است. جوامعی بوده‌اند که بدون دولت سر کرده‌اند، و از دولت و قدرت دولتی هيچ تصوری نداشته‌اند. در مرحله‌اى معيّن از تکامل اقتصادی، دولت به علت تقسيم جامعه به طبقات، بصورت يک ضرورت در آمد. اکنون ما به مرحله‌ای در تکامل توليد نزديک ميشويم که در آن، نه تنها وجود اين طبقات ضرورت خود را از دست ميدهد، بلکه به يک مانع قطعی در توليد تبديل خواهد شد. اين طبقات، به همان ناگزيری که در مراحل گذشته پيدا شدند، ناپديد خواهند شد. همراه با آنها، دولت هم ناگزير از ميان خواهد رفت. جامعه توليد را بر مبنای يک مراوده آزاد و برابر توليد کنندگان، سازمان خواهد داد، آنگاه ماشين دولت را به جايی خواهد فرستاد که جايش آنجاست: به موزه آثار عتيقه، در کنار دوک نخريسی و تبر مفرغی.

منشاء خانواده، مالکيت خصوصی و دولت
در پرتو تحقيقات لوئيس هنری مورگان

انگلس، مه ١٨٨٤