دربارۀ جنبش رفرم[۱]
کارل مارکس
لندن، ۲۱ مه. امروز همۀ روزنامههای لندن نطقی را از طرف اصلاح گران شهر، یا بهتر است گفته شود کمیتۀ اجرایی آنها، خطاب به «مردم انگلیس» منتشر کردند.{۱} سبک نگارش این سند خشک و تجاری گونه است و به اندازۀ تبلیغات بازرگانی که به صورت دورهای از همین منبع بیرون می آید و قهوه، چای، ادویه و دیگر محصولات کشورهای گرمسیر را با عبارت پردازی کم و بیش با سلیقه تر آراسته شده برای فروش عرضه می کند، عالی نیست. انجمن{۲} قول فراهم آوردن موادی برای یک فیزیولوژی واقعی ادارات مختلف دولتی و فاش کردن همۀ اسرار خیابان داونینگ{۳} را می دهد، همان خیابان داونینگی که پر از خِرد ارثی است. این چیزی است که قول می دهد. به سهم خودش، تقاضا می کند که حوزههای انتخاباتی انگلیس نامزدهایی را به پارلمان بفرستند که آزادانه بر طبق تمایل قلبی شان انتخاب شدهاند و فقط بر اساس شایستگی معرفی گشتهاند، بجای آنکه مثل سابق، توسط باشگاههای آریستوکراتیک بر آنها تحمیل شده باشند. بدین سان حوزههای انتخاباتی موجودِ دارای امتیاز ویژه را بمثابه چیزی عادی به رسمیت می شناسد، درست همان حوزههایی را که با قابلیت فسادپذیری شان، اتکایشان به تعداد کمی باشگاه، استقلال نداشتن شان، معترف است که محل تولد مجلس عوام فعلی، و از این رو دولت فعلی، می باشند. نه می خواهد این حوزههای انحصاری را منحل کند و نه اینکه گسترششان دهد، بلکه به سادگی اخلاقی شان کند. پس چرا نباید بجای تهدید کردن الیگارشی به لغو امتیازهایش مستقیماً به وجدان خود الیگارشی متوسل شد؟ در هر صورت تغییر دادن منش سران الیگارشی باید کاری ساده تر از تغییر دادن منش حوزههای انتخاباتی الیگارش گرا باشد. انجمن شهر به وضوح مایل است که یک جنبش ضد الیگارشی را به وجود آورد، ولی جنبشی درون حدود قانونی (آنطور که گیزو آن را نامید) و رسمی انگلیس. آنها چطور می خواهند باتلاق راکد حوزههای انتخاباتی را به حرکت درآورند؟ چطور باید آنها را به سوی آزاد ساختن خودشان از منافع و رسومی که آنها را فرمانبردار تعداد کمی باشگاه و ستونهای الیگارشی حاکم می سازند راند؟ با فیزیولوژی خیابان داونینگ؟ نه کاملاً. همچنین به وسیلۀ فشار از بیرون، توسط گردهماییهای عمومی و نظیر آنها. این کارها چطور قرار است تودههای فاقد منصب و فاقد حق رأی را به حرکت درآورد تا بر محفل صاحب امتیاز حوزههای انتخاباتی تأثیر بگذارند؟ با دعوت از آنها به صرف نظر کردن از منشور مردم (که اساساً حاوی هیچ چیز بجز مطالبۀ حق رأی عمومی و شرایطی که تنها تحت آنها می تواند در انگلیس تحقق یابد نیست) و تصدیق کردن امتیازات حوزههای انتخاباتی که، به اعتراف خود اصلاح گران شهر، رو به زوال هستند. انجمن شهر باید از نمونۀ «اصلاح گران مالی و پارلمانی» آگاه باشد. می داند که این جنبش، به رهبری هیوم، برایت، کوبدن، والمسلی و تامپسون، شکست خورد زیرا می خواست منشور مردم را با به اصطلاح منشور کوچک[۲] جایگزین کند، زیرا فقط می خواست امتیازاتی به مردم بدهد، فقط به سازشی با آنها برسد. آیا آنها گمان می کنند که بدون امتیازات می توانند به چیزی برسند که دیگران علیرغم امتیازاتشان نتوانستند به آن دست یابند؟ یا از جنبش ضد قانون غلات اینطور نتیجه می گیرند که به حرکت درآوردن مردم انگلیس برای اصلاحات جزئی ممکن است؟ ولی هدف آن جنبش بسیار کلی، بسیار عمومی و بسیار قابل لمس بود. نماد اتحادیۀ جنبش ضد قانون غلات یک قرص نان ضخیم بزرگ در تقابل با قرص نان محقر حمایت گرایان بود. یک قرص نان، بخصوص در سال قحطیِ ۱۸۴۶، طبیعتاً به زبان کاملاً متفاوت و توده پسندی نسبت به یک «فیزیولوژی خیابان داونینگ» صحبت می کند. نیازی نیست که جزوۀ معروف «فیزیولوژی شهر»{۴} را بخاطر آوریم. در آنجا با بیشترین دقت نشان داده می شود که آقایان هر چقدر هم خوب کسب و کار خودشان را اداره کنند، در مدیریت مؤسسات عمومی، برای مثال شرکتهای بیمۀ مختلف، آنها کم و بیش صادقانه پیروی الگوی رسمی خیابان داونینگ هستند. مدیریت آنها بر راههای آهن، با تقلبهای خیره کننده، کلاهبرداریها و بی توجهی کامل به اقدامات پیش گیرانۀ ایمنی، چنان رسواست که این مسئله بیش از یک بار در مطبوعات، در پارلمان و خارج از پارلمان مطرح شده است که راههای آهن نباید تحت کنترل مستقیم دولت قرار بگیرند و از دستان سرمایه داران خصوصی درآیند! آنگاه، فیزیولوژی خیابان داونینگ هیچ کاری را به انجام نمی رساند – آنطور که انگلیسیها می گویند، «اینطور نمی شود آقا!».{۵}
نوشته شده توسط کارل مارکس در ۲۱ مه ۱۸۵۵
نخستین بار در Neue Oder-Zeitung
شمارۀ ۲۳۷، مورخ ۲۴ مه ۱۸۵۵ منتشر شد.
با علامت × امضا شده است.
انتشار بر طبق متن روزنامه
مجموعه آثار مارکس و انگلس، جلد ۱۴
توضیحات
[۱] این مقاله برای نخستین بار به زبان انگلیسی تحت عنوان «دربارۀ جنبش رفرم» در کتاب زیر منتشر شد:
Karl Marx, Surveys from Exile, Political Writings, Vol. 2, Harmondsworth, 1973.
[۲] اشاره است به یک گرایش سیاسی رادیکال در بین تجار آزاد که در سال ۱۸۴۹ انجمن ملی اصلاح پارلمانی و مالی را تأسیس کرد. هدف آن تبلیغ به نفع «منشور کوچک»، یک لایحۀ اصلاحی مکرراً ارائه شده به پارلمان توسط جوزف هیوم در بین سالهای ۱۸۴۹ و ۱۸۵۱ بود. برخلاف منشور مردم، حاوی سه نکته بود: حق رأی برای هر مستأجر خانه یا قسمتی از خانه (حق رأی خانگی)، پارلمانهای سه ساله و رأی دهی توسط ورقۀ رأی. رادیکالهای بورژوا با قرار دادن این برنامه در مقابل مطالبات چارتیستها (منشورگرایان)، در حالیکه همزمان، به طریقی بسیار پوشیده، برخی از آن مطالبات را می پذیرفتند، امیدوار بودند که کنترل تودههای کارگر را در هنگامی که جنبش چارتیستی رو به افول بود به دست آورند. با این حال، بیشتر کارگران از لحاظ سیاسی فعال، بجز عناصر رفرمیست جنبش چارتیستی، از جمله حامیان اوکانر، حاضر به حمایت از منشور کوچک نشدند. در ۱۸۵۵ انجمن ملی اصلاح پارلمانی و مالی از هم پاشید.
{۱} گزیدههایی از این نطق بعدا در «روزنامه مردم»، شماره ۱۶۰، مورخ ۲۶ مه ۱۸۵۵ منتشر شد.– ویراستار.
{۲} انجمن اصلاح اداری The Administrative Reform Association (مراجعه نمایید به جلد ۱۴ از مجموعه آثار مارکس و انگلس، صفحات ۶۹-۱۶۶). – ویراستار.
{۳} پلاک ۱۰ خیابان داونینگ محل زندگی رسمی نخست وزیر بریتانیا است.– ویراستار.
{۴} اشاره است به جزوه ی. م. ایوانز با عنوان «شهر؛ یا، فیزیولوژی کسب و کار لندن» که به صورت ناشناس منتشر شد. مارکس در جلد سوم سرمایه تکهای از آن را نقل می کند.– ویراستار.
{۵} مارکس از عبارت انگلیسی استفاده می کند: "This will not do, sir!"– ویراستار.
- ترجمه جواد راستیپور
- انتشار بدون مقابله و تغییر ۲۰۲۲/۷/۲۹
MarxEngles.public-archive.net #ME0896fa.html
|
|